مردم تركيه

1:سرعت پله برقي هاي  اين ديار بسيار ارامتر از ايران است اما باور كنيد اين سرعت مفهوم دارد.هنگامي كه شما روي پله برقي قرار مي گيريد همه به سمت راست مي روند و مي ايستند و راه را براي كساني كه عجله دارند باز ميگذارند كه بيايند و بروند .

2:درون مترو هميشه جا براي سوار شدن هست و شما مشكلي نداريد تازه بعضي اوقات هم دقايقي بسيار يك صندلي ممكن است بدون نفر بماند و كسي ننشيند. اما جالب انجاست كه يك نفر سوار بشود و يك تار مويش سفيد باشد آن وقت است كه همه بلند مي شوند.

3:اينجا حجاب معني ايران را ندارد اما روابط زن و مرد معني دارد و معني ان اين است كه همه كساني كه الان در واگن نشسته اند مسافرند و درست مثل اروپا هيچكس به كسي خيره نمي شود و او را ورانداز نمي كند خواه مرد خواه زن خواه با شال و كلاه خواه با شورت لي باشد. باور كنيد اين مطلب در دنيا جا افتاده است.اگرچه اينجا هم دختر و پسر با هم دوستند و گاهي در مترو و اتوبوس هم در اغوش هم مي روند اما مثل اروپا قضيه لوث نشده است .و نه مثل تهران. زن و مرد جوان كنار هم مي نشينند اما مثل دو تا غريبه. و اين نكته مشخص است كه هر كاري جايي دارد. ماهواره  هم همه دارندو خواننده و رقاصه هم زياد دارند اما فرهنگ هم دارند.

4:تركيه عجيب جمعيت جواني دارد.از در و ديوارجوان مي بارد اما متعادلند يعني نه پسران برق گرفته دارند ونه دختران ارايش كرده انچناني شبيه بدكاره هاي غرب.

جماعت تركيه شيك پوش و تميز هستندمردانشان موهاي خرمايي و روشن دارند و زنانشان نيز موهاي رنگ روشن اما چه كنيم از زنان خودمان كه در فرودگاه بعضا بيشتر شبيه سگ زرد بودند تا بلوند...

به شدت هم حكومت خود را دوست دارند راهپيمايي هاي شبانه  و حال و هواي انتخابات و عكسهاي اردوغان همه جا ديده ميشد مخصوصا در  خيابان استقلال يا همان چهارباغ استانبول يا همان شانزهليزه پاريس كه پر بور از بوتيك و رستوران و دونر كباب 4 ليره اي  و بلوط بوداده و نايت كلوپ.

همسفري ما كه تبريزي بود فرودگاه  صادقانه به ما گفت هوس رفتن به ديسكو به سرتان نزند چون بايد حتما ابجو بخوريد و اگر هم بر فرض نخورديد به انواع ترفندها حداقل 300-400 هزار تومان پياده تان مي كنند و اين توصيه دوستانه حاجي تبريزي هميشه در گوش ما بود اگرچه اصلا نه نيت ان را داشتيم نه وقت ان را.

اگر از تماشاي خودرو هاي اخرين مدل كيف مي كنيد سفر مكه را انتخاب كنيد چون اينجا غيز از تاكسي فيات و مگان و رنو مابقي كمپاني ها كمتر به چشم مي خورند

شايد 5 درصد مردم موبايل دارند.بلوتوث كه جايگاهي ندارد گوشي هاشان هم از نوكياي ساده 30000 توماني بالاتر نيست.

خب بدي هم زياد دارند كه يكي اين سيگار كشيدن زن و مرد و نوجوان و پيرشان است كه وحشتناك است يكي هم اين انس با سگ برگرفته از فرهنگ غرب است كه واقعا نكبتي دارد

(منبعacharfrance.blogfa.com)

آتاترک

اینجا ترکیه است و عقربه های ساعت 9:05 دقیقه صبح دهم نوامبر 2009 ( سه شنبه 19 آبان 1388) را نشان می دهد. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان و زندگی ماشینی می جوشید اما به یک باره انگار زندگی در استانبول و ترکیه از توقف ایستاده است ! ماشین ها وسط خیابان، پل و کوچه ها متوقف شده اند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا ایستاده اند. مردم عادی که تا لحظاتی پبش در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکت بودند به یکباره با سکوتی مبهم بی حرکت مانده اند. در وهله اول این اقدام ترک ها بسیار تعجب آور بود. شاید اگر شما هم روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول بودید متعجب می شدید ! در اینحال مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه دادند. سالی یک بار اکثر مردم ترکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت کامل بر همه جا حکمفرما می شود، به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد ! اما علت آن چیست ؟ بعد از پرس و جو دریافتیم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاترک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم ترکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیان گذار جمهوری شان با اختیار کردن سکوت در هر کجا که هستند بطور ثابت می ایستند. امسال هفتاد و یکمین سال درگذشت آتاترک بود. آتاترک به هنگام دوره ضعف عثمانی در لیبی، بالکان، سوریه و چندین کشور دیگر که آنزمان جزو امپراتوری عثمانی بودند مقابل انگلیسی ها و سایر کشورهای استعمارگر ایستاد. اکنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در کنسولگری ها و سفارتشان در ترکیه به حالت نیمه افراشته درمی آورند.(منبع روزنامه)

استانبول

استانبول
- چرا آکسارای ؟ 
- درباره عثمان بی ؟ 
- در تکسیم به کجا برویم ؟ 
- مرتر کجاست ؟ 
- مناطق دیدنی استانبول 
- تفریحات شبانه در استانبول 
- نکات ایمنی در استانبول !
این شهر بقدر بزرگ که تا بحال کسی پیدا نشده که بگه تمام این شهر زیر پا گذاشتم و یا بلدم، حتی خود مردم استانبول هم بخوبی تمام مناطق شهر بلد نیستن. 

اگه قصد سفر به استانبول داری اولین چیزی که مهم ، دلیل سفر هست و چقدر میخوای هزینه برای بپردازی. اگر قصد تجارت و خرید را داری ، من به شما محله آکسارای را توصیه میکنم. 


چرا آکسارای : 
زیرا این منطقه مرکز فروش عمده پوشاک ، کیف ، کفش و پارچه هست، و در این منطقه شما به راحتی میتونید بهترین پوشاک رو بصورت عمده خریداری کنید . در ثانی این محل نزدیک مراکز تاریخی استانبول هم هست (میدان سلطان احمد ، ایا صوفیه ، مسجد سلطان احمد و کاخ ) البته باید بگم تمام کسان دیگری هم برای گردش میان استانبول از اینجا خرید میکنند. 


حالا از کجای آکسارای خرید بکنیم؟ 

خیابان آکسارای یا محله آکسارای به چندین محله تقسیم میشه ، برای خرید پوشاک ، شما متونید در خود خیابان اصلی و یا به خیابان فرعی که به اون لاللی میگن برین ، اما پارچه فروشها در محله شاهزاده باشی (شهزاده باشی) قرار دارند. برای خرید کیف ، کفش نرسیده به میدان سلطان احمد بهترین جای ممکن هست. البته باید متذکر بشم که تو این خیابان بازار قدیمی استانبول هم وجود داره بنام گرند بازار معمولا توریستها میرن اونجا مرکز طلا و صنایع دستی هست ، حتما به اونجا سری بزنید.
شما از آکسارای میتونید به وسیله مترو به سایر مناطق استانبول برید ، راستی قیمت بلیط مترو 1.5 لیر بیشتر نیست ، راستی از فرودگاه آتاتورک تا خود آکسارای با مترو امکان پذیره. 

شما در منطقه آکسارای هتلهای خوبی میتونید استفاده بکنید از نظر امکانات و هزینه بسیار مناسب هستند ، این هتلها از 3ستاره تا 5 ستاره آماده پذیرایی از شما هستن. 


عثمان بی چی هست؟ 

این عثمان بی چیز خاصی نیست بلکه نام یک منطقه نزدیک آکسارای ، که مرکز پوشاک زنانه در استانبول ، برای تمام خانمها یک بهشت واقعی محسوب میشه.اونجا شما هر جور پوشاک زنانه ای رو که فکر کنید میتونید پیدا کنید. 

منطقه سلطان احمد : این منطقه درست بعد از آکسارای شروع میشه از میدان سلطان احمد و پشت اون را بهش میگن سلطان احمد، شما تو این منطقه بیشتر توریست خارجی میبینید و بس، در این منطقه بیشتر مغازه جهت فروش صنایع دستی هست و هتلهای بسیار خوبی رو میتونید اونجا با قیمت بسیار مناسب پیدا کنید. 
و اما تکسیم(تقسیم ) : فاصله بین آکسارای و تکسیم بوسیله یک پول روی دریای مرمره قرار داره، منطقه تکسیم از نظر موقعیت اجتماع مرکز دفاتر وکلا و پزشکان و مغازهای است که معمولا اجناس (پوشاک) بصورت اورجنال پیدا میشه. 


حالا باید کجای تکسیم بریم؟ 

برای خرید بهترین جای که میتونید برید خیابان استقلال هست، توی این خیابان شما میتونید بهترین پوشاک اورجینال ترک پیدا کنید، اگثر مارکهای معروف اونجا نمایندگی دارند. این خیابان روز شب شلوغ اکثر مغازها تا ساعت 12 شب باز هستن. 


در منطقه تکسیم شما میتونید هتلهای 4 و 5 ستاره بسیار لوکسی را پیداکنید ، که دارای امکانات بسیار خوبی هستن و نزدیک مراکز خرید هم میباشند ، شما احتیاج به پرداخت هزینه ایاب ذهاب نیستین . 
و اما دور میدان تکسیم ، پر از رستورانهای از شما با دونر کباب ، مک دونالد ، پیتزا ، پیده و ینگن پذیرایی مکنند. 
شاید برای شما سئوال باشه هزینه یک وعده غذا در استانبول چقدر میشه؟ 
این بستگی به این داره که شما بخواید چی بخورید ؟ راستی شاید بخواهید از بپرسید تو استانبول غذای ایرونی پیدا میشه (منظور چلوکبابه!) 
توی استانبول یک کباب ترکی بستگی به وزنش داره از 1.5 لیر شروع میشه تا 5 لیر غذای کامل. من به شما توصیه میکنم که حتما اونجا از غذاهای ترکی بخورید مخصوصا لاه معجنون ، پیده، کباب ترکی و......... به شما قول میدم که ضرر نمی کنید. 
و اما رستوران ایرانی چند تایی تو استانبول تو منطقه آکسارای هست ، اما به نظر من برای چند روز نمی صرفه آدم غذای ایرانی بخوره. 


مرتر کجاست؟ 

مرتر مرکز فروش البسه زنانه بصورت عمده است اما ، در زمان حراج شما میتونید بهترین بهترین لباس ، دامن و تاپ را از اونجا بخرید ، یک وقت هزینه زیاد نکنید، از آکسارای میتونید با مترو برید و برگردید ، راستی یک king burger عالی هم داره. 
این از مراکز خرید استانبول جایی که میتونید بهترین خرید انجام بدین. 


حالا چطوری بریم استانبول ، راستی تو چه هتلی اقامت بکنیم؟ 

برای رفتن به استانبول راهی مختلفی هست ، هواپیما ، قطار، اتوبوس که بستگی به بوجه شما رو داره، 
انتخاب هتل هم بستگی به پول توی جیب داره، هتلهای 3 ستاره در استانبول بیشتر در منطقه آکسارای قرار داره ، هتلهای بدی هم نیستن اما اگر میخواهید با هتلهای دبی مقایسه بکنید، یک اشتباه بزرگ کردید. 
این هتلها برای کسانی که فقط میخوان شب در هتل اقامت بکنند بسیار مناسب هست ، سرویس در تمام هتلهای استانبول بصورت اقامت و صبحانه میباشد. و به شما سرویس ناهار و شام نمی دهند. 
اما هتلهای 4 ستاره و 5 ستاره در استانبول مناسب برای خانوادها و کسانی هست که دوست دارند از سرویس بیشتر استفاده بکنند ، من هم هتلهای در تکسیم ، شیشلی، گالاتا هستن به شما پیشنهاد میکنم. 

راستی استانبول جای برای دیدن هم داره؟ 

استانبول در کل مثل یک موزه شهری هست ، پر از مساجد قدیمی ، موزه ، ساختمانهای قرون گذشته. 

حالا باید کجا بریم؟ 

برای دیدن همه دیدنیهای شهر استانبول باید 15 الی 20 روز وقت بزارید تا با دل سیر همه رو ببینید.اما این مدت زیاد هست. 
برای دیدن استانبول ابتدا از میدان سلطان احمد شروع کنید. میدان هیپاتروم (سلطان احمد) بعد از او مسجد بسیار زیبای سلطان احمد را ببنید، سری به مسجد ایا صوفیا بزنید بسیار زیبا است تلفیقی از معماری بیزانس و عثمانی. 
تا منطقه سلطان احمد هستید حتما به کاخ توپکاپی هم برید چون اگه اونجا رو نبنید اصلا چیزی ندید. 
روز بعد حتما به منطقه گالاتسرای برید و کاخ دولما باغچه رو ببینید فوق العاده زیباست ، در کنار دریای مرمره قرار گرفته است ودو سرباز بسیار شق رق دم او ایستاده ، این کاخ مربوط به دوره عثمانی است و آتا تورک روزهای آخر عمرش در اونجا زندگی کرده است. 
حتما یکروز وقت بزارید برید برای دیدن جزایر دریای مرمره(بیوک آدا)، میشه با یک مبلغ بسیار کم با کشتی میشه از بندر سیرکه چی بری به بیوک آدا تو جزیره رستوران زیاده ، بهترین غذای اونجا ماهی ، راستی کالسه سواری یادتون نره،با این وسیله که ترکها بهش میگن فایتون یک دور کامل میتونید بزنید تو جزیره ، اگه اهل ورزش هستید ، میتونید دوچرخه اجاره کنید ، خالی از تفریح نیست. 

و اما تفریحات شبانه! 
زندگی شبانه در استانبول از ساعت 10 شب شروع میشه و تا ساعت 4 صبح ادامه دارد. حالاباید کجا بریم؟ 
برای رفتن به دیسکو بار ،من به شما توصیه میکنم عجله نکنید، چرا؟ 
1-چون هر دیسکو و باری امن نیست ، میرید داخل و وقت پرداخت حساب رقمی رو مبینید که هوش از سرتون میپره، مجبور به پرداخت اون هستید! 
2-امکان داره وسایل شما از جمله دوربین و غیره از شما بدوزدند 
3-امکان داره تور بار یا دیسکو دعوا بشود اون موقع مفت کتک میخورید. 


حالا کجا بریم 
1- میتونید برید برنامه شب ترکی رو ببینید که مجموعه ای از رقصهای فولوریک ترکی ، خواننده، برنامه رقص عربی و کلی برنامه دیگه 
2- قایق سواری روی دریای مرمره بسیار زیباست با شام و رقص عریی 
3- دیسکو وبارهای میدان تکسیم و شیشلی 

گوستاو فلوبرت و استانبول

گوستاو فلوبرت فرانسوی نویسنده ای است که گفته می شود برای هر جمله ای از رمانهایش روزها به تفکر پرداخته است. وی با غوص در اعماق روح انسان احساساتی که همه می دانند و قادر به ابراز نیستند را منعکس ساخته است. رمانهای این نویسنده بیانگر این احساسات انسانی است.

این نویسنده بزرگ نیز مانند دیگر سیاحان برای شناختن تاریخ غنی ترکیه و جغرافیای رنگین انسانی این سرزمین آستین ها را بالا زده و تحت تاثیر جاذبه آناتولی راهی این دیار گردیده است. در رابطه با دیدار این نویسنده از آناتولی که مصادف با آخرین روزهای امپراطوری عثمانی بوده است اطلاعات بسیاری در دست داریم. او در یادداشت های روزانه خود و نیز نامه هایی که به دوستانش می نوشت، آنچه که در خلال سفرش با آن روبرو می شد را به قلم گرفته است. وی در نامه ای خطاب به یکی از دوستانش به نام "لوئیز بویلهت" در رابطه با سفر خود به آناتولی می نویسد:

"اگر از امکان نوشتن هر آنچه که در رابطه با سفرم می اندیشیدم برخوردار بودم و اگر چیزهایی را که خواهان نوشتنش هستم به قلم می گرفتم شاید نامه های پرمحتوا و جذاب تری از من دریافت می کردی ولی وقتی پرونده گردشم را باز می کنم همه تفکراتم پر کشیده و پرواز می کند. به هر حال آنچه را که به چنگال قلمم می افتد برایت می نویسم..."

دوستان عزیز از این مقدمه نامه گوستاو فلوبرت نیز مشخص می گردد که نویسندگان برای نوشتن هر چیزی نیاز به الهام دارند و این نویسنده نیز در انتخاب کلمات و جملات تا چه اندازه حساس و دقیق بوده است. و این حساسیت و دقت نیز رمز موفقیت او به شمار می رود.

گوستاو فلوبرت در ادامه نامه خود در رابطه با سفرش به استانبول چنین می نویسد:

"دیروز وارد استانبول شدم. امروز در مورد این شهر نمی توانم چیزی برایت بنویسم ولی این را بدان با شنیدن این جمله "فوریر" که می گوید "استانبول در طول زمان پایتخت کره زمین خواهد شد" دچار حیرت شدم. حقیقتا که این شهر همانند اصل و نسب انسان شهر غول آسایی است. می گویند وقتی وارد شهر پاریس می شوی احساس خردشدگی پیدا می کنی ولی در اصل وقتی انسان وارد استانبول می شود این احساس را پیدا می کند."

آنچه که فلوبرت را دچار چنین احساسی ساخته است بی شک وجود انسانهایی از اقشار مختلف در این شهر و تمول بافت تاریخی آن بوده است. این شهر به عنوان مرکز سیاسی و تاریخی در طول صدها سال اهمیت خود را حفظ نموده است و امروزه در هر گوشه و کنار این شهر می توان با یک اثر تاریخی مواجه شد.

بافت جمعیتی شهر نیز بسیار جالب توجه است و این امر نیز دقت نویسنده فرانسوی را به خود جلب نموده است. کذا وی می نویسد:

"بسیار شگفت انگیز است انسان در کوچه های استانبول گم می شود. سر و ته این کوچه ها بی انتهاست. از عجم و هندی گرفته تا آمریکایی و انگلیس آنقدر انسان بیگانه در این شهر وجود دارد که انسان خود را گم می کند."

شنوندگان عزیز وقتی سخن از استانبول به میان می آید بی شک تصویری از مناره ها و خانه های ویلایی این شهر در ذهن انسان تداعی می گردد. گوستاو فلوبرت نیز استانبول را از کشتی بدین شکل دیده و نوشته است:

"از بالای برج گالاتا مشاهده تمامی خانه ها و مناره های استانبول امکان پذیر می باشد. و وقتی از تنگه و یا خلیج به استانبول نگاه می کنید خانه ها را در میان کشتی ها مشاهده می نمایید گاهی دیرک های کشتی ها با مناره ها قاطی می گردد و انسان نمی تواند این دو را از هم تفکیک کند."

گوستاو فلوبرت در صدد ارسال ارمغانی از ترکیه به دوستش بویلهت برمی آید و ضمن ملاقاتی با هنرمندان و خطاطان معروف وقت خواستار نوشتن نام دوستش با آب طلا می گردد. وی در این زمینه به دوستش چنین می نویسد:

"فردا نام تو را با حروف طلایی بر روی کاغذی آبی رنگ خواهند نوشت. البته تلفظ ترکی نام تو را... این اثر اتاق تو را تزئین خواهد نمود. وقتی به این ارمغان نگاه کنی تصور خواهی کرد که با من به این سفر آمده ای."

مرغان دریایی یکی دیگر از زیبایی های آسمان نیلگون استانبول را تشکیل می دهند. هنگامی که این مرغان با امواج خنک تنگه به رقص بر می خیزند کبوتران رنگارنگ نیز در حیاط صدها مسجد در حال خوردن گندم های نذری می باشند. تنها با یک حرکت دست صدها کبوتر در آن واحد به پرواز در می آیند. فلوبرت این زیبایی بی نظیر را چنین توصیف می کند:

"بعد از صحبتی با خطاطان به مسجد جامع بایزید رفتیم تا به کبوتران گندم بدهیم. صدها کبوتر در حیاط این مسجد وجود دارد. دادن گندم به این کبوتران امری مقدس محسوب می گردد. در بندر استانبول نیز پرندگان لانه کرده اند. این مرغان دریایی نیز در میان کشتی ها و شناورها به به پرواز در می آیند. در سقف خانه ها نیز آشیانه های لک لک را می توان مشاهده کرد."

شنوندگان عزیز فلوبرت همانند بسیای از سیاحان از آرام بخشی گورستانها دچار شگفتی شده است. گورستانهای استانبول هم با سنگ قبرهای خود که هر کدام گویی یک اثر هنری هستند و هم با پراکندگی خود در شهر که گویی جزئی از شهر می باشند بسیار جالب توجه هستند. فلوبرت در این مورد نیز نوشته است:

"قبرستانها یکی از اماکن جالب توجه شرق می باشند. در این قبرستانها نه دیوار و نه خندقی وجود دارد که مانند قبرستانهای غربی انسان را دچار ناراحتی کند. در داخل و خارج شهر در هر کجا می توان این قبرستانها را مشاهده نمود. انسان بی آنکه روحا احساس ناراحتی کند از کنار و یا از میان این قبرستانها عبور می کند. سروهای قبرستانها به این شهر مقدس زیبایی خاصی می بخشد."

عزیزان فلوبرت در پایان نامه اش با یک جمله آنچه را که باید در رابطه با استانبول بر زبان می آورد و می نویسد:

"مطمئن باش در مورد شهرهای بزرگ تنها می توان در رابطه با استانبول گفت که این شهر چه باشکوه است و این چه منظره زیبایی است."

ترکیه و سومالی

پزشکان خیر ترکیه در طول ۱٥ روز ۳ هزار و ۱٥۱ بیمار سومالیایی را معاینه کرده ، ۲۷ عمل جراحی به انجام رسانده و مجموعا ٦ هزار و ٥٤٥ قوطی دارو در بین بیماران توزیع کردند.

سومالی که بیش از دو دهه دولت نداشته، نمونه کشوری شکست خورده است. جنگ داخلی، تروریسم و بسیاری معضلات دیگر، آن را رنج می دهند و کشورهای انگشت شماری هستند که حاضر باشند کارکنان دولتی خود را به آن بفرستند. با این حال، نوامبر سال پیش، ترکیه سفارت خود را در سومالی بازگشایی کرد و مایل است که نفوذش را در این کشور افزایش دهد.


ترکیه، درست برعکس آمریکا و بسیاری کشورها و مؤسسات بین المللی دیگر، مایل است که شهروندانش را به منطقه خطر بفرستد تا برای سومالی دلگرمی و پیشرفت فراهم آورد. بنا به گفته "رجب طیب اردوغان"، نخست وزیر ترکیه، امنیت و پیشرفت می توانند همزمان حاصل شوند. در نشست "استانبول 2" در سومالی که هفته پیش برگزار شد، "اردوغان" خطاب به شرکت کنندگان چنین گفت: "تا زمانی که در سومالی زندگی نکنید، نمی توانید سیاست های صحیح اتخاذ کنید و از کمک کردن عاجز خواهید بود."

 
ماه اوت پارسال، 500 امدادگر ترک به "موگادیشو"، پایتخت سومالی، فرستاده شدند؛ به دانشجویان، بورسیه های تحصیلی برای تحصیل در ترکیه داده شده؛ مؤسسات خیریه مانند "پزشکان جهانی ترکیه"، بیمارستان ساخته‌اند و کارکنان پزشکی تربیت کرده‌اند و در سراسر "موگادیشو"، تابلوهای تبلیغاتی مکان احداث بناهای گوناگون را نشان می دهند. همچنین هواپیمایی ترکیه هر دو هفته یک بار از "موگادیشو" به مقصد ترکیه پرواز دارد؛ این تنها خطوط هوایی تجاری است که در 20 سال گذشته، چنین کاری انجام داده است.

* آمریکا سال هاست که سفارت خود در سومالی را بسته و روابطش را با آن به حداقل رسانده است

آمریکا مانند بسیاری کشورهای دیگر، پس از سقوط رژیم "زیاد بری" در سال 1991، سفارت خود را بست و روابط دیپلماتیک خود با سومالی را به حداقل رساند. از آن زمان تاکنون، وظایف دیپلماتیک آمریکا در قبال سومالی، در سفارت آمریکا در "نایروبی" در کشور "کنیا" انجام می شوند. علاوه بر این، وضعیت امنیتی آنچنان مخاطره آمیز است که وزارت امور خارجه اعلام کرده که رفتن به سومالی برای کارکنان غیرنظامی آن ممنوع است.

با این حال، ترکیه به آمریکا و جامعه جهانی نشان داده که مایل است به جایی رود که دیگران از آن هراس دارند. ترک هایی که در سومالی کار می کنند، توانسته اند از عهده اوضاع امنیتی برآیند، علیرغم این که دائماً مورد تهدید "الشباب" سازمان تروریست سومالی، که معتقد است دولت آنکارا بازیچه دست غرب است، به سر می برند.

ترکیه خطر بزرگی را به جان خریده است. اخیراً، یک بمب در ماشینی که در چند قدمی سفارت ترکیه متوقف بوده، منفجر شده و پیمان کاران و دیپلمات ها دائماً تحت مراقبت محافظان مسلح هستند. با این حال ترکیه کمک به سومالی را فرصتی برای نشان دادن نیت خیر خود می داند و می خواهد به دیگر کشورها در صحنه جهانی نشان دهد که قادر است با بهترین ها در عرصه پیشرفت بین المللی رقابت کند.

 ترکیه با این کار خود نشان داد که بر خلاف کشورهای عربی منبع صدور سلاح برای گرم کردن بازار جنگ داخلی سومالی نیست بلکه همه تلاش خود را می‌کند که برای ثبات و حل بحران‌های سیاسی در این کشور فعال باشد. 


تخت و خنجر نادر شاه در موزه توپ قاپی استانبول

تصویری را که می بینید نادر شاه افشار پس ازفتح هندوستان و تحت عنوان غنیمت به ایران آورد و به سلطان ترکیه عثمانی(محمود اول) هدیه داد. تخت در موزه توپ قاپی سرایی استانبول نگهداری می شود و به تخت نادر شاه افشار معروف است.

خنجر نادر شاه از هند و فرانسه سر در آورد و سرانجام به موزه استانبول باز گشت
تصویر خنجری را که می بینید، با دسته آراسته به الماس و زمرد و یکی از گرانترین عتیقه های و آنتیک های جهان می باشد. خنجر از طرف سلطان عثمانی (سلطان محمود اول) به نادر شاه افشار هدیه داده شده بود. خنجر نادر شاه در هندوستان توسط یک فرانسوی (پیگو) خریداری می شود، اما فرانسوی بدون اینکه متوجه الماس دسته خنجر شود، آن را در فرانسه به علی پاشا می فروشد و پس از مرگ علی پاشا خنجر جزو خزاین سلطان های ترکیه عثمانی می شود و اکنون خنجر در موزه توپ قاپی سرایی استانبول نگهداری می شود.

نظام سیاسی لائیك تركیه الگویی برای جایگزینی رژیم های دیكتاتوری منطقه است

'كلاس شواب' رییس مجمع اقتصادی جهان، در نشست خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مركزی:" تركیه الگوی موفقی در تطابق نظام لائیك دمكراتیك با یك جامعه اسلامی است و می تواند الگویی برای رهایی كشورهای مسلمان منطقه از یوغ رژیم های دیكتاتوری باشد."

 

 

 

 نشست اروپا، خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مركزی مجمع اقتصادی جهان با حضور 'رجب طیب اردوغان' نخست وزیر تركیه، 'كلاس شواپ' رییس این مجمع و شماری از مقامات بلند پایه ، شخصیتهای سیاسی و اقتصادی، نویسندگان و روزنامه نگاران جهان روز سه شنبه در استانبول آغاز به كار كرد.

 "در سالهای اخیر دنیا شاهد یك سری تغییر و تحولات و بحرانهای شدید سیاسی و اقتصادی در یك منطقه جغرافیایی مشخصی است كه این تغییر و تحولات تاثیر بسزایی در اقتصاد جهانی دارد."

 تركیه به عنوان یك كشور مسلمان با موقعیت بسیار ممتاز جغرافیایی خود كه در منتهای شرق و ابتدای غرب جای دارد و تجربه موفق در مدیریت نظام دمكراتیك لائیك، الگوی بسیار مناسبی برای كشورهای عربی است كه با قیام های خود فرآیند بیداری را شروع كرده اند و در صدد رهایی از یوغ رژیم های دیكتاتور می باشند.

تركیه به رغم بحران اقتصادی در غرب، دارای سریعترین رشد اقتصادی در بین كشورهای عضو سازمان توسعه و همكاریهای اقتصادی (او.ئی.سی.دی) است و این نیز بسیار امیدوار كننده است.

او گفت مجمع اقتصادی جهان برای اولین بار در تاریخ 42 ساله خود در خارج از داووس یك نشست منطقه ای ترتیب می دهد كه در واقع سه قاره را گردهم آورده است.

موضوع اصلی در نشست مجمع اقتصادی جهان كه بیش از 110 تن از شخصیت های سیاسی، اقتصادی، دانشگاهی، نمایندگان بخش های خصوصی، نهادهای مختلف جامعه مدنی، نویسندگان و روزنامه نگاران از 80 كشور جهان از جمله روسای جمهوری و نخست وزیران 20 كشور در آن شركت كرده اند، اصلاحات اقتصادی، راههای برون رفت از بحران اقتصادی ،به حركت درآوردن دوباره چرخهای اقتصادی و نقشه راه در این فرآیند است.

نشست های مجمع اقتصادی جهان (World Economic Formu-WEF) طبق سنت همه ساله در ماه ژانویه در دهكده گردشگری 'داووس' سوئیس برگزار می شد ، اما این برای اولین بار است كه یكی از نشست های جامع این مجمع در خارج از داووس و در استانبول برگزار می شود.